

«فستیوال در کن» ساخته هنری جَگلوم، تصویری طنازانه و تا حدی گزنده از دنیای پر زرق و برق و در عین حال پر از معاملهگری جشنواره فیلم کن ارائه میدهد. فیلم در سال ۱۹۹۹، درست در اوج تب و تاب جشنواره، داستانی را روایت میکند که در آن یک بازیگر زن به نام آلیس، سودای کارگردانی یک فیلم مستقل را در سر دارد. در این میان، شخصیتی مرموز و پرحرف به نام کَز، با وعده تأمین بودجهای هنگفت، او را ترغیب میکند تا نقش اصلی فیلمش را به یک ستاره سالخورده فرانسوی بسپارد. اما پیچیدگی داستان زمانی آغاز میشود که یک تهیهکننده قدرتمند، ریچارد، به شدت به این ستاره نیاز دارد تا نقش کوچکی را در فیلمی بازی کند وگرنه ستاره بزرگ دیگری، تام هنکس، را از دست خواهد داد. این کشمکش میان منافع شخصی، جاهطلبیهای هنری و معاملات پشت پرده، تار و پود روایت فیلم را تشکیل میدهد.
Cannes, 1999. Alice, an actress, wants to direct an indie picture. Kaz, a talkative (and maybe bogus) deal maker, promises $3 million if she'll use Millie, an aging French star. But, Rick, a big producer, needs Millie for a small part in a fall movie or he loses his star, Tom Hanks. Is Kaz for real? Can Rick sweet-talk Alice and sabotage Kaz to keep Millie from taking that deal? Millie consults with Victor, her ex, about which picture to make, Rick needs money, an ingenue named Blue is discovered, Kaz hits on Victor's new love, and Rick's factotum connects with Blue. Knives go in various backs. Wheels spin. Which deals - and pairings - will be consummated?
«فستیوال در کن» ساخته هنری جَگلوم، تصویری طنازانه و تا حدی گزنده از دنیای پر زرق و برق و در عین حال پر از معاملهگری جشنواره فیلم کن ارائه میدهد. فیلم در سال ۱۹۹۹، درست در اوج تب و تاب جشنواره، داستانی را روایت میکند که در آن یک بازیگر زن به نام آلیس، سودای کارگردانی یک فیلم مستقل را در سر دارد. در این میان، شخصیتی مرموز و پرحرف به نام کَز، با وعده تأمین بودجهای هنگفت، او را ترغیب میکند تا نقش اصلی فیلمش را به یک ستاره سالخورده فرانسوی بسپارد. اما پیچیدگی داستان زمانی آغاز میشود که یک تهیهکننده قدرتمند، ریچارد، به شدت به این ستاره نیاز دارد تا نقش کوچکی را در فیلمی بازی کند وگرنه ستاره بزرگ دیگری، تام هنکس، را از دست خواهد داد. این کشمکش میان منافع شخصی، جاهطلبیهای هنری و معاملات پشت پرده، تار و پود روایت فیلم را تشکیل میدهد.
اگر به دنبال فیلمی هستید که نگاهی از نزدیک و بدون تعارف به پشت صحنه صنعت سینما، بهخصوص در رویدادهای مهمی چون کن، داشته باشد، «فستیوال در کن» انتخاب مناسبی است. این فیلم با فضاسازی واقعگرایانه و ریتمی که گاهی شبیه به مستند به نظر میرسد، شما را به دل هیاهو و دسیسههای جشنواره میبرد. بازیهای طبیعی و بداههپردازانه بازیگران، حس و حالی زنده و پویا به فیلم بخشیده است که تماشای آن را لذتبخش میکند. همچنین، اگر به درک بهتر تعامل میان هنرمندان، تهیهکنندگان و دلالان فیلم علاقه دارید، این اثر دریچهای تازه به رویتان خواهد گشود.
قوت اصلی فیلم در نگاه هوشمندانه و کنایهآمیز آن به دنیای سینماست. جَگلوم با استفاده از تکنیکهایی که به بازیگران اجازه بداههپردازی میدهد، دیالوگهایی خلق کرده که بسیار طبیعی و باورپذیر از آب درآمدهاند. این رویکرد، فیلم را از یک کمدی صرف فراتر برده و به اثری تبدیل کرده که به مفاهیمی چون جاهطلبی، معاملهگری و گاهی فریب در صنعت فیلمسازی میپردازد. بازیگران کهنهکار و توانمندی چون آنوک ایمه، گرتا اسکاچی و ماکسیمیلیان شل، به خوبی از پس نقشهای خود برآمدهاند و به عمق شخصیتها جان بخشیدهاند.
«فستیوال در کن» در ژانر کمدی قرار میگیرد، اما با لایههایی از درام و نگاهی شبهمستند. این فیلم سعی دارد با زبانی طنزآمیز، واقعیتهای تلخ و شیرین صنعت سینما را به تصویر بکشد. ماهیت کمدی آن بیشتر در موقعیتهای ناشی از تضاد منافع و دیالوگهای هوشمندانه نهفته است تا شوخیهای کلامی یا فیزیکی. کارگردان با ظرافت، فضایی را خلق کرده که در آن مرز بین واقعیت و نمایش، مستند و داستانی، به شکلی جالب توجه درهم میآمیزد.
با تماشای این فیلم، بیننده با جنبههای کمتر دیدهشده جشنوارههای سینمایی و فرآیندهای پیچیده تولید و فروش فیلم آشنا میشود. فیلمنامه، اگرچه ممکن است در ابتدا کمی پراکنده به نظر برسد، اما در نهایت تصویری منسجم از تلاشها، رقابتها و گاهی سازشهای لازم برای ساخت یک اثر سینمایی ارائه میدهد. تماشاگر با شخصیتهای مختلفی روبرو میشود که هر کدام انگیزهها و اهداف خاص خود را دارند و این تنوع، به غنای فیلم افزوده است.
اگر از این فیلم لذت بردید، پیشنهاد میکنیم فیلمهایی چون «بازیگر» (The Player) اثر رابرت آلتمن که نگاهی هجوآمیز به هالیوود دارد، «هالیوودلند» (Hollywoodland) که به معمای قتل در صنعت سینما میپردازد، و همچنین «هشت و نیم» (8½) فدریکو فلینی که اثری کلاسیک درباره بحران خلاقیت یک فیلمساز است را نیز تماشا کنید.
این فیلم مستقل است و نیازی به دیدن فیلم دیگری ندارد.

2001

2001
2001

2020

2001

2001

1985

2022

2001
2001
02001

1987

2003

1993

2001

2001

2001

کارما
2018

Más pena que gloria
2001

2001

2023

1964

1982

2017

2001

2001

2001

1962

1996

گناه اصلی
2001

1931

2023

2001

سیم زنده
1992

1990

2001

2019

1992

2001

2024

2001

2001
2001

2020

2001

2001

1985

2022

2001
2001
02001

1987

2003

1993

2001

2001

2001

کارما
2018

Más pena que gloria
2001

2001

2023

1964

1982

2017

2001

2001

2001

1962

1996

گناه اصلی
2001

1931

2023

2001

سیم زنده
1992

1990

2001

2019

1992

2001

2024