

Zari runs away from her family. Her brother, Mansour, does everything to find her and when he does, Zari dies in an unwanted accident. Mansour decides to find the guy who disgraced Zari, the person who also affected her death. AKA: Labeye Tigh Razor's Edge
«لبهی تیغ» ساختهی کامران قدکچیان، داستانی را روایت میکند که در دل جامعهی آن دوران ایران، با دغدغههایی چون آبرو، شرافت و انتقام دست و پنجه نرم میکند. فیلم با گم شدن دختری به نام زری و تلاش برادرش منصور برای یافتن او آغاز میشود. این جستجو، مسیری پر پیچ و خم را پیش روی مخاطب قرار میدهد که در نهایت به تراژدی منجر میشود. قدکچیان با ظرافت سعی دارد به انگیزههای شخصیتها و پیامدهای اعمالشان بپردازد، اما گاهی در پرداخت شتابزدهی برخی گرههای داستانی، از عمق اثر کاسته میشود. با این حال، هستهی اصلی داستان که حول محور انتقام و تلاش برای اعادهی حیثیت است، همچنان جذابیت خود را حفظ کرده است.
اگر به فیلمهای ملودرام اجتماعی با چاشنی هیجان و دلهره علاقه دارید و میخواهید با سینمای ایران پیش از انقلاب و دغدغههای آن دوران آشنا شوید، «لبهی تیغ» میتواند تجربهی جالبی باشد. بازی ایرج قادری در نقش منصور، یکی از نقاط قوت فیلم محسوب میشود که با صلابت و کاریزما، بار دراماتیک اثر را بر دوش میکشد. همچنین، فضاسازی و تصویربرداری فیلم، یادآور حال و هوای سینمای آن دوره است و میتواند برای علاقهمندان به تاریخ سینمای ایران نوستالژیک باشد.
قدرت اصلی فیلم در پرداختن به موضوع انتقام و پیامدهای آن است. کارگردان تلاش کرده تا با ایجاد تعلیق و گرههای داستانی، مخاطب را تا انتها درگیر نگه دارد. با این حال، گاهی ریتم فیلم کند میشود و برخی شخصیتها، بهخصوص شخصیتهای زن، پرداخت کافی ندارند و صرفاً در خدمت پیشبرد داستان قرار میگیرند. فیلمنامه میتوانست با انسجام بیشتری نوشته شود تا پیچیدگیهای داستانی و انگیزههای شخصیتها بهتر درک شوند.
«لبهی تیغ» در ژانر درام، هیجانانگیز و جنایی طبقهبندی میشود. فیلم تلاش میکند تا با تلفیق این ژانرها، داستانی جذاب و پرکشش را به تصویر بکشد. فضای فیلم، تداعیکنندهی فیلمهای اجتماعی آن دوران است که غالباً به معضلات جامعه، روابط انسانی و گاهی انتقام میپردازند. این سبک فیلمسازی، امضای بسیاری از آثار موفق سینمای قبل از انقلاب بود که توانستند مخاطبان زیادی را به سینما بکشانند.
تماشای «لبهی تیغ» فرصتی است برای آشنایی با یکی از بازیگران محبوب سینمای ایران، ایرج قادری، و نحوهی پرداخت او به نقشهای جدی. همچنین، این فیلم به عنوان نمایندهای از سینمای اجتماعی و حادثهای دهه ۱۳۵۰ شمسی، میتواند پنجرهای به سوی درک بهتر فضای فرهنگی و اجتماعی آن دوره باشد. کارگردانی کامران قدکچیان، با وجود برخی ضعفها، نشان از تلاش برای ساخت فیلمی سرگرمکننده و در عین حال اجتماعی دارد.
اگر از فضای درام اجتماعی و هیجانانگیز «لبهی تیغ» لذت بردید، پیشنهاد میکنیم فیلمهایی چون «طغیان» با بازی همین ایرج قادری، «خاک» ساختهی ناصر تقوایی، و «قیصر» به کارگردانی مسعود کیمیایی را نیز تماشا کنید که هر کدام به نحوی به مضامین مشابهی در بستر جامعهی ایران پرداختهاند.
این فیلم مستقل است و نیازی به دیدن فیلم دیگری ندارد.

بنبست
1965

به دادم برس رفیق
1978
01968

پنجمین سوار سرنوشت
1980

راه حل یک
1978

طغیانگر
1978

1994

1995

بسترهای جداگانه
1968

تنگنا
1973

کنیز
1974
01962

دکتر و رقاصه
1974
01968

1970

1960

2012
1978

1978

کوسه جنوب
1978

1969

قفس
1974

هوس
1975

غلام ژاندارم
1971

سینه چاک
1977

حکم تیر
1977

رفیق
1976

1974

زرخرید
1978

1969

دختری از شیراز
1954

2015

موسرخه
1974

ساحره
1972

هم خون
1975

هدف
1975

1978

نفسبریده
1978

آقای جاهل
1973

1985

بنبست
1965

به دادم برس رفیق
1978
01968

پنجمین سوار سرنوشت
1980

راه حل یک
1978

طغیانگر
1978

1994

1995

بسترهای جداگانه
1968

تنگنا
1973

کنیز
1974
01962

دکتر و رقاصه
1974
01968

1970

1960

2012
1978

1978

کوسه جنوب
1978

1969

قفس
1974

هوس
1975

غلام ژاندارم
1971

سینه چاک
1977

حکم تیر
1977

رفیق
1976

1974

زرخرید
1978

1969

دختری از شیراز
1954

2015

موسرخه
1974

ساحره
1972

هم خون
1975

هدف
1975

1978

نفسبریده
1978

آقای جاهل
1973

1985