

None AKA: Ghafas The Cage
«قفس» ساخته ایرج قادری، فیلمی است که در دل سینمای موج نو ایران، هویتی مستقل پیدا میکند. این درام جنایی، با اتکا به فضاسازی ملموس و روایتی که گاه نفسگیر و گاه متأملانه است، به سراغ سوژههایی میرود که در زمان خود جسورانه به نظر میرسیدند. فیلمنامه، اگرچه شاید در جزئیات گاهی دچار افت و خیز باشد، اما کلیت اثر را به سمت کاوش در لایههای عمیقتر جامعه و شخصیتها هدایت میکند. قادری در این اثر، از یک سبک بصری خاص بهره میبرد که در تلفیق با بازیهای قابل قبول بازیگران، تجربهای منحصر به فرد را برای مخاطب رقم میزند.
تماشای «قفس» فرصتی است برای غرق شدن در فضایی نوستالژیک و در عین حال تلخ از سینمای ایران. اگر به درامهای اجتماعی با رگههای جنایی و شخصیتپردازیهای خاکستری علاقهمندید، این فیلم میتواند رضایت شما را جلب کند. ایرج قادری در مقام کارگردان و بازیگر، حضوری پررنگ دارد و تلاش او برای ارائه داستانی گیرا، در کنار فیلمبرداری و تدوین که در خدمت فضاسازی اثر هستند، از دلایل اصلی دیدن این فیلم است.
قدرت اصلی «قفس» در فضاسازی و ریتم آن نهفته است. کارگردان با ظرافت توانسته حس تعلیق و دلتنگی را در تار و پود فیلم تنیده کند. بازیها، به خصوص شخصیت اصلی، اگرچه شاید کمی اغراق شده به نظر برسند، اما به درستی در خدمت کاراکتر قرار گرفتهاند. نقطه قوت دیگر، انتخاب موسیقی و صداگذاری است که به خوبی به حس و حال فیلم کمک میکند و آن را باورپذیرتر میسازد.
«قفس» در ژانر درام جنایی قرار میگیرد، اما نباید انتظار یک اکشن صرف یا یک تریلر پرسرعت را از آن داشت. این فیلم بیشتر به جنبههای روانشناختی و اجتماعی شخصیتها و موقعیتهای دراماتیک آنها میپردازد. فضای جامعهشناختی فیلم، آن را از بسیاری آثار همژانر خود متمایز میسازد و به آن عمق بیشتری میبخشد. این فیلم نمونهای از سینمای ایران است که تلاش میکند با حفظ جذابیتهای داستانی، به مسائل عمیقتری نیز بپردازد.
مخاطب با تماشای «قفس» با سینمای اجتماعی و جنایی دهه پنجاه ایران آشنا میشود. فیلم به خوبی توانسته تصویری از جامعه و دغدغههای آن زمان را ارائه دهد. همچنین، آشنایی با سبک کارگردانی و بازیگری ایرج قادری، که یکی از چهرههای شاخص سینمای ایران در آن دوره بود، از دستاوردهای دیدن این فیلم است. درک بهتر تحولات سینمای ایران و فیلمهایی که در آن دوران ساخته میشدند، از دیگر نکات مثبت تماشای این اثر است.
اگر از این فیلم لذت بردید، پیشنهاد میکنیم فیلمهای «بلوف» ساخته قدرتالله صلحمیرزایی، «طغیان» ساخته ایرج قادری، «زخم» ساخته ایرج قادری و «گوزنها» ساخته مسعود کیمیایی را نیز تماشا کنید که هر کدام به نوعی به فضاسازی، درام اجتماعی و شخصیتهای پیچیده مشابهی میپردازند.
این فیلم مستقل است و نیازی به دیدن فیلم دیگری ندارد.

ناجورها
1974

بنبست
1965

سراب
1973

1974

پنجمین سوار سرنوشت
1980

1995

بسترهای جداگانه
1968

جبار سرجوخه فراری
1973

کنیز
1974

دکتر و رقاصه
1974

شاهرگ
1975

پشت و خنجر
1977

1970

زمين تلخ
1963

لبهی تیغ
1978

بیحجاب
1973

اوستا كريم نوكرتيم
1974

کوسه جنوب
1978

رضا موتوری
1970

هوس
1975

سینه چاک
1977

حکم تیر
1977

رفیق
1976

مشکی
1975

موسرخه
1974

1960

1967

عمو فوتبالی
1975

مرد شرقی، زن فرنگی
1976

هدف
1975

1974

نابخشوده
1996

چلچراغ
1976

1974

میرم بابا بخرم
1974

بیدار در شهر
1976

دشت سرخ
1968

1969

سالومه
1974

1975

ناجورها
1974

بنبست
1965

سراب
1973

1974

پنجمین سوار سرنوشت
1980

1995

بسترهای جداگانه
1968

جبار سرجوخه فراری
1973

کنیز
1974

دکتر و رقاصه
1974

شاهرگ
1975

پشت و خنجر
1977

1970

زمين تلخ
1963

لبهی تیغ
1978

بیحجاب
1973

اوستا كريم نوكرتيم
1974

کوسه جنوب
1978

رضا موتوری
1970

هوس
1975

سینه چاک
1977

حکم تیر
1977

رفیق
1976

مشکی
1975

موسرخه
1974

1960

1967

عمو فوتبالی
1975

مرد شرقی، زن فرنگی
1976

هدف
1975

1974

نابخشوده
1996

چلچراغ
1976

1974

میرم بابا بخرم
1974

بیدار در شهر
1976

دشت سرخ
1968

1969

سالومه
1974

1975