۱۰ نتیجه

ماریا، یک دختر هفده ساله مایا (Kaqchikel) در دامنه یک آتشفشان فعال در گواتمالا زندگی می کند. یک ازدواج هماهنگ در انتظار اوست، اما خواستگارش ابتدا باید ماه ها در شهر کار کند. این دنیایی است که ماریا از آن چیزی نمی داند، اما در صورت بروز مشکلات مجبور است با آن دست و پنجه نرم کند.

After their family is killed in a government massacre, siblings Enrique and Rosa flee Guatemala and embark on a perilous journey to "El Norte": the United States. AKA: El Norte El Norte

An aging paranoid war criminal, protected by his faithful wife, faces death while being haunted by the ghosts of his past.

Daniel Northcott began documenting his surroundings at 7 when he got his dad's video camera. He filmed his family and friends growing up then traveled, capturing meaningful moments with new people and places.

For three Border Patrol agents working a remote desert checkpoint, the contents of one car will reveal an insidious plot within their own ranks. The next 24 hours will take them on a treacherous journey that could cost them their lives.

A leisurely Mexican holiday takes a turn for the worse when a group of friends and a fellow tourist embark on a remote archaeological dig in the jungle, where something evil lives among the ruins.

1920, on the border between Mexico and Belize. Deep in the Mayan jungle, a lawless territory where myths abound, a group of Mexican gum workers cross paths with Agnes, a mysterious young Belizean woman. Her presence incites tension among the men, arousing their fantasies and desires. Filled with new vigor, they face their destiny, without knowing that they have woken up Xtabay, a legendary being that lurks in the heart of the jungle.
Selva Trágica

«پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه» پس از ضایعهی تلخ درگذشت چادویک بوزمن، با چالشی عظیم روبرو بود: چگونه داستانی جدید را بدون ستارهی اصلی خود روایت کند؟ رایان کوگلر، کارگردان، با ظرافتی مثالزدنی، نه تنها ادای احترامی عمیق به یاد تیچالا میکند، بلکه روایتی را شکل میدهد که بر استحکام، میراث و ظهور نسل جدیدی از قهرمانان تمرکز دارد. فیلمنامه به خوبی توانسته فقدان را به نیرویی محرکه برای شخصیتها تبدیل کند و شاهدخت شوری را در مرکز این تحول قرار دهد. در حالی که فیلم به موضوعات پیچیدهی قدرتهای جهانی و منابع طبیعی میپردازد، هستهی اصلی داستان همچنان بر روابط خانوادگی و مبارزهی درونی شخصیتها برای پذیرش مسئولیتهای جدید بنا شده است.
پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه

«آپوکالیپتو» ساختهی مل گیبسون، صرفاً یک فیلم اکشن ماجراجویانه نیست؛ بلکه سفری نفسگیر به اعماق تمدنی رو به زوال است. گیبسون با جسارتی مثالزدنی، تصویری خام و بیپرده از دنیای مایاها در آستانهی فروپاشی ارائه میدهد. روایت فیلم بر دوش شخصیتی جوان به نام جگوار پنجه استوار است که ناگزیر از ترک دنیای امن خود و ورود به جهانی پر از خشونت، ترس و جنون میشود. فیلمنامه، هرچند دیالوگهای کمی دارد، اما با اتکا به قدرت بصری و ریتم تند خود، داستانی قدرتمند درباره بقا، شجاعت و سرنوشت را روایت میکند. گیبسون در اینجا نه تنها به جنبههای خشن و قربانیکننده تمدن مایا میپردازد، بلکه به فروپاشی درونی آن نیز اشاره دارد؛ تمدنی که از درون در حال پوسیدن است و در نهایت توسط نیروهای بیرونی از پا درمیآید.

«چشمه» ساختهی دارن آرونوفسکی، اثری است که با جسارت، مفاهیم عمیق مرگ، عشق، و جستجوی جاودانگی را در سه خط داستانی مجزا اما درهم تنیده به تصویر میکشد. روایت فیلم به شکلی غیرخطی پیش میرود و تماشاگر را به سفری در زمان، از قرن شانزدهم اسپانیا تا آیندهای دوردست میبرد. هر سه داستان، با وجود تفاوتهای ظاهری، در بطن خود به یک دغدغه مشترک میپردازند: رهایی از ترس مرگ و یافتن معنای زندگی در دل فانی بودن. آرونوفسکی با بهرهگیری از نمادگرایی قدرتمند و فضاسازیهای سورئال، لایههایی از پرسشگری فلسفی را در تار و پود فیلم تنیده است.
همه محتوا بارگذاری شد